loading...

بــدلنــدز

●○بگـذآر بگوینــد جنـونـ در ترشحاتـــ عروقشــ خمیـآزه میکشـد○●

بازدید : 254
پنجشنبه 7 خرداد 1399 زمان : 8:24

Chapter1 : Morning

بله بله بله تینجر کوچک ما میره که آخرین سال تینجریش رو داشته باشه

و بله یکسال بزرگتر شدم خیر سرم

18 سالگی دریچه جدیدی از تفکر رو برام باز کرد و 19 سالگی نمیدونم چه خوابی برام دیده

شاید امسال آخرین سالی باشه که میتونم کنار خانوادم تولدمو جشن بگیرم

چون تولدم خرداد ماهه و سال دیگ که دانشجو شدم این موقع پیششون نیستم

از صبح که بیدار شدم اون کلاه کج و کوله که چند ساله اینور اونور افتاده رو صاف و سوف کردم

یه دونه بادکنک مشکی باقی مونده از تولد 17 سالگیمو باد کردم

کیکمم که مامان سفارش داده برام و امروز شمع و چند تا بادکنک دیگه میگیره

خب انتخاب کردم اون لباس سفیدمو بپوشم

کادو تولدمم یه گردنبند خوشکل به اسم پراگ هستش که قرار شد 20ام با اون سه جفت گوشواره سفارش بدیم

آآآمم دیگه چی میمونه؟ بله درست حدس زدید قلب بی قرار من که منتظره ببینه کی تولدشو یادشه

نون که هیچوقت یادش نمیره چون تولدش 10 روز بعد منه و فاطمه هم یادش نمیره چون تولدش 12 روز بعد منه

باید به میم هم تبریک بگم تولدمون دقیقا توی‌ی روز و یه ماه و یه ساله و تمام وقتی که میشناسمش دوست خوبی بوده


Chapter2 : rest of the 6th khordad

نمیدونم عنوان رو درس نوشتم یا نه فقط میخواستم بنویسم باقی روز 6 خرداد

آره تولد من 7 خرداده ولی خب همیشه از غروب روز قبل جشن میگیرن دیگه

خلاصه اره بازم کلی خوابیدم بعدش آماده شدیم و یه عالمه عکس تو حیاط گرفتیم

کلی تو شهر با آهنگای مورد علاقمون دور زدیم بعدش فلشو عوض کردیم قدیمی‌گوشیدیم

وقتی شمع خوشگل 9 رو پیدا کردم که تیکه نقاشی اسمون پر ستاره روش بود کلی ذوق کردم

ولی وقتی 1 رو پیدا نکردم کلی قلبم شیکس

بادکنک 9 نقره‌‌‌ای پیدا کردم ولی 1 نبود بابا برامون بستنی خرید و تو راه خوردیم

بعدش رفتیم کیک تولدمو گرفتیم و گذاشتیمش خونه و دوباره برای شمع و بادکنک زدیم بیرون

و بله با اینکه اینجانب از رنگ طلایی بدم میاد شمع و بادکنک طلایی گرفتم

کلی دسته جمعی عکس گرفتیم من و طاها و مامان و بابا

خیلی خوش گذشت تولد خوبی بود


Chapter 3 : congratulations

اول از همه متن تبریک داداشم که تلگرام برام فرستاد رو کپی پیست میکنم

آبجی جونم امروز بهترین روزته❤️😍
تولدت مبارک عشقم😘
درسته تو این مدت زیاد اذیتت میکنم و اهنگایی ک تو دوست داری رو مسخره میکنم ولی باور کن قصدی ندارم
امسال آخرین سال نوجوانیت عه و داری بزرگ میشی امیدوارم تو راه زندگیت موفق باشی😍
ابجی جونم امیدوارم تو هرکاری ک علاقه داری بش برسی مث وبلاگر.اون شغلی ک دوست داری برسی و بتونی زندگی ایی ک دوست داری رو داشته باشی😋
درسته من خواننده‌هایی ک تو گوش میدی رو مسخره میکنم ولی از چنتا از اهنگاشون خوشم میاد
ابجی جونم یادم میاد ک همیشه دوست داری یکی رو داشته باشی ک همیشه باهاش حرف بزنی و درباره خواننده‌ها و ... دربارشون بامن حرف بزنی و منم خیلی دوست دارم اینکار رو کنم چون تو تنها کسی هستی ک میتونم باهاش حرف دلم رو بزنم واقعا دوست دارم و خوشحالم ک تو رو دارم و حرفامو بیشتر موقعات قبول میکنی و بیشتر موقعات منو پشتیبانی میکنی :)
ابجی جونم امیدوارم همیشه پیشم باشی و باهم حرف بزنیم و شادی کنیم 🥰
امیدوارم در اینده ن چندان دور باهم به جاهایی ک دلت میخواد بریم مث new orlans (میدونم اشتباه نوشتم)
ابجی جونم بدون ک من همیشه هواتو دارم در همه شرایط و هیچوقت پشتت رو خالی نمیکنم😏
ابجی جونم انشالله امسال به هرچی میخوای برسی و من و مامان و بابا همیشه کمکت میکنیم
ابجی جونم میدونم ناراحت میشی موقعی ک باهات بد رفتار میکنم ولی باور کن هیچی تو دلم نیست دارم همینطوری الکی اذیتت میکنم 😐

خلاصه...
این برای اولین باری بود ک تو عمرم برای کسی متن مینویسم اگ شر و ور گفتم امیدوارم منظورم رو بگیری 🙂

ابجی جونم خلاصه همه اینا تولدت مبارک و انشالله 987654321 ساله شی میدونم ک خودتم خوشت نمیاد 😐
ابجی جونم خیلی دوست دارم🥰

عمه دومی‌و پسرش و عمه اولی بم زنگ زدن و تبریک گفتن

نیکا و فاطمه خ و نازنین هم بهم تبریک گفتن

انتظار داشتم عین بم تبریک بگه چون برای تولدش هیچوقت حتی یک ثانیه هم دیر نکردم :)

انسیه هم بم تبریک نگف و کم کم که با کنایه باش حرف زدم فهمید

فکر نمیکردم اینقدر به تبریکش اهمیت بدم ولی دادم و گریه کردم :)

آیدا هم هنوز بم تبریک نگفته :) تولد زین و نمیدونم لیام و بقیه وان دی یادش نمیره‌ها

ولی مثل اینکه مال من یادش نیست :)
بعدا نوشت : ساعت 3 وخورده‌‌‌ای نزدیک 4 به گوشیم پیام داد و تبریک گفت

اون یکی عین هم ساعت 12 شب تولدش بش زنگ زدم تبریک گفتم ولی حتی‌ی پیام تبریک نگرفتم :)


چون خودم فکر میکنم اگه تولد کسی که دوستش دارمو فراموش کنم از دستم ناراحت میشه
همیشه سعی میکنم‌ی کاری کنم که نشون بدم واقعا چقدر یادم بوده
یا یه چیز از ته دلم مینویسم
یا یه کار میکنم که کسی نکرده باشه

نمیدونم حتی سعی میکنم نفر اول باشم
اگه حتی بتونمم سوپرایز میکنم
ولی خب یادم میره آدما متفاوتن
بده بستون نیست که از ادما چنین انتظاریو داشته باشی که

فکر کنم دیگه چیزیو جا ننداخته باشم

SUJ sings in Indonesian- Hello82

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 12
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 66
  • بازدید کننده امروز : 67
  • باردید دیروز : 8
  • بازدید کننده دیروز : 9
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 84
  • بازدید ماه : 334
  • بازدید سال : 2310
  • بازدید کلی : 3625
  • کدهای اختصاصی